أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
920
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
تازه كه يك رنگ باشد برگزين ؛ اگر آن را بشكنيد ، چيزى شبيه ناخنهاى سفيد نرم در درون آن ديده مىشود ؛ آن تلخ است و بوى تند دارد . [ مر ] به هندى بول 8 [ ناميده مىشود ] . ديسقوريدس 9 : [ مر ] شيرهء درختى است كه در عربستان ، در ناحيه شحر 10 [ مىرويد ] و شبيه « حسك مصرى » است . آن را مىبرند و مىگذارند تا شيره بر فرشى چرمى بچكد ؛ روى شاخهها نيز سفت مىشود و آن بسيار روغنى است 11 . ( 1 ) . صمغ درخت C . myrrha Engl . , Commiphora abyssinica Engl . يا Balsamodendron myrrha Nees . ؛ سراپيون ، 384 ؛ ابو منصور ، 531 ؛ ابن سينا ، 423 ؛ عيسى ، 556 . « مرّ » واژه سامى است ؛ I , Low ، 306 . ( 2 ) . طروغوليطوس - يا يونانى ، بر بهلول ، 8219 . ( 3 ) . نسخهء الف : مرادخيا ؛ نسخههاى فارسى و پ : مرّادكيا ، قس . I , Low ، 311 . ( 4 ) . مرّافروط ( ؟ ) ، در پى آن : المراسمه دسمونا ( ؟ ) ، آخرين واژه احتمالا تحريف سمرنا ( ) يونانى باشد ، ديوسكوريد ، I ، 60 . ( 5 ) . سمريابيوطيفى ، بايد خواند سمرنا بيوطيقى - يونانى ؛ قس . بر بهلول ، 135620 . ( 6 ) . ماء ، ديوسكوريد ، I ، 60 : صمغة . ( 7 ) . الحسك المصرى ، ديوسكوريد ، I ، 60 : الشوكة المصرية - « خار مصرى » ، نك . شمارهء 619 . ( 8 ) . بول ؛ Platts ، 176 : bol . در پى آن در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « از بشر : به هندى جاطيرس و به سندى بول است » . ( 9 ) . تكرار در نسخهء اصلى . ( 10 ) . متن در اينجا احتمالا تحريف شده است : « ماء شجرة ببلاد اوانيا ( نسخهء پ : امانيا ) و هو ناحية الشحر ؛ ديوسكوريد ، I ، 60 : « صمغة شجرة تكون ببلاد العرب » . بنابراين « اوانيا » را بايد ارابيا ( ) خواند ؛ قس . I , D - G ، 77 : Arabia . ( 11 ) . در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 119 الف افزوده شده است : « مرّ صمغى است كه از سقوطرا مىآورند . رازى و ابن ماسويه : جانشين [ مر ] نيم وزن فلفل سياه است . ارجانى : [ مر ] تقلبى را از برخى يتوعها مىسازند و آن كشنده است . خاصيت آن جلوگيرى از گنديدگى است و به همين جهت جسد را بدون از هم پاشيدگى حفظ مىكند » . 983 . مرّان 1 اين « شجرة الرمح » 2 است .